


در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد /
در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد /
آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد /
آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد./



سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت،
سفری که بر نگشتم غرق شدم توی نگاهت،
دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود،چشم
تو مثل یه سایه همجا همسفرم بود،من همون
لحظه اول آخر راهو میدیدم،تپش عشق و تو
رگهام عاشقانه می چشیدم



تو بودی باور من-تو یار و یاور من- تو بودی عشق اول-
رفیق آخر من- تو بودی شور هستی-رفیق خوب مستی-
تو بودی کعبه ی عشق-مثل خدا پرستی



اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش
را تلخ می کند... بگذار پایان تو را غافلگیر کند
درست مانند آغاز



صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است
صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين
ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي
مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني
ومحبت بي دريقت را نثارم كني



نمي دونم که چرا هر وقت به تو مي رسم ،
نمي توانم از تو بگويم. براي گفتنت واژه کم
مي آورم. به هر حال ، بدان که بيشتر از اين
حرف ها و واژه ها برايم معنا مي دهي



من چه كنم خيال تو منو رها نمي كنه
اما دلت به وعده هاش يه كم وفا نمي كنه
من نديدم كسي رو كه مثل تو موندگار باشه
آدم خودش رو كه تو دل اينجوري جا نمي كنه






به روز شده در روز ۲شنبه ۲۵/۶/۱۳۸۷