تبليغاتX
دلهره دارم که بهش میرسم یا نمیرسم...

سلام به همه ی عزیزانی که به وبم می یاین من آیدا هستم
متولد سال 1368 .
این وبلاگو تقدیم می کنم به تنها آرزوی زندگیم ...
امیدوارم خوشتون بیاد.



POWER BY : BLOGFA

 

من امشب از غزل از مثنوی از گریه سرشارم

سرم را می گذارم بی تو روی شانه ی تارم

پری های خیالم ناگهان در رقص می آیند

که تو شرقی ترین آیینه می آیی به دیدارم

سرت را می گذاری روی زیر اندازی از چشمم

نگاهم می کنی چشمی که عمری کردی انکارم

دل من گر چه چشم زخمی اسفندیار اما

چگونه می توانم از نگاهت دست بردارم

تو رفتی و منم ماندم با شعر و سه تار اما

به دندان پشت دست می نویسم دوستت دارم

 

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

نازنینم !

تو برایم هنوز بهترین حضور هستی ،در بهترین قاب دنیا .

 من و تو می توانیم دوباره عاشق شویم

 قبل از اینکه باران از پیچ این کوچه بگذرد .

 تن غربت زده جوانی ام از عشق تو گم شد

 و این نوشته زخمی بر دیوار دلم رنگ ترحم گرفت .

 من انتظار آبی ترین روز ها را می کشم

 نباید در حسرت نبودن شهد شیرین زندگی

 ثانیه ها را به ساعت ها تبدیل کنم

 و بی ارزو خواب فرداها را ببینم .

 به اندازه همان ستاره هایی که

 شب های خلوتم را نظاره گر بودند

 می خواهمت و سحر گاهان

همراه با طلوع خورشید از شوق تو بیدار می شوم

 و صدای عاشق ترین شقایق ها را

از پنجره اتاقم می شنوم .

 

به روز شده در روز جمعه ۲۴/۹/۱۳۸۷

 

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

سرتو بالا بگیر تا هنوز دیر نشده

 تا دلم زیر فشار غصه ها پیر نشده

سرتو بالا بگیر من تحملم کمه تو دلم

 به حد کافی پر غصه و غمه

سرتو بالا بگیر من کنارتم هنوز چی آوردن به سرت ؟

که می نالی شب و روز

من خودم اینجا غریبم جز تو هیچ کیو ندارم

گل من تحملم کن که یه کم دووم بیارم

توی لحظه های دلگیر این تو خاطرت بمونه

 که همون یه قطره اشکت زندگیمو می سوزونه

به روز شده در روز جمعه ۱۷/۸/۱۳۸۷

 

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

 

از پشت شیشه های بزرگ دلتنگی گریه میکنم و آرزو میکنم که کاش

 برای یک لحظه فقط یک لحظه آغوش گرمت را احساس کنم ، میخواهم

 سر روی شانه های مهربانت بگذارم تا دیگر از گریه کم نشوم . تو مرا

به دیار محبتها بردی و صادقانه دوستم داشتی پس بیا و باز در این راه

تلاش کن اگر طاقت اشکهایم را نداری . در راه عشقی پاک تر و صادقانه تر،

 زیرا که من و تو ما شده ایم پس نگذار زمانه بیرحم دلهایی را که از هم

جدا نشدنی است را به درد آورد دلم را به تو دادم و کلیدش را به سوی

آسمان خوشبختی ها روانه کردم چه شبها که تا سحر به یادت با

گونه های خیس از دلتنگی ها به سر بردم چه روزها با خاطراتت نفس

 کشیدم پس تو ای سخاوت آسمانی من ...

مرا دریاب که دیوانه وار دوستت دارم

به روز شده در روز جمعه ۱۹/۷/۱۳۸۷

 

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

چقدر آسون میرن اما لحظه هایی که تو رو دارم

ساعت انگار حتی نداره چشم دیدن تو رو کنارم

تا میخوام با تو جون بگیرم تا میخوام باز آروم بگیرم

میرسه وقت تلخ رفتنو میبری قلبمو جونمو میمیرم

آخه نفسی که عطر تو داره آخه اون دلی که برات بی قراره

آخه چشمی که چشم انتظاره مگه میشه بی تو نگیره بهونه

وقتی که بامنی گر چه میدونم نمیشه همیشه با تو بمونم

همه وجودمو نفسمو جونم پر میشه از تو شعرهای عاشقونه

چقدر آروم میرن اما لحظه هایی که از تو دورم

وقتی که یادت توی ذهنم میشه دیگه تنها سنگ صبورم

واسه این دل تو بهاری پر شادابی و قشنگی

تا که میری از پیشم انگار میگیره قلبم از پاییز دلتنگی

مستیم از عشق هر جا هر دم حتی وقتی دوریم از هم

به روز شده در روز سه شنبه ۹/۷/۱۳۸۷

 

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

عاشقانه دستهایش را گرفتم گرمای عجیبی
 
در سینه جانم را می سوزاند.عطر عجیبی پراکنده بود
 
حالتی داشتم وصف ناپذیر. گویی توآسمون بودم
 
به من لبخند می زد و در انتظار جوابش بود گویی
 
هوش از سرم پریده بود. نبضشوتو دستام حس
 
می کردم. حتم داشتم اون هم همینطوریه
 
حس می کردم، آسمان،زمین، و همه چیز
 
مال منه . آتیشی تو دلم به پا بود. آتشی بالاتر
 
از زمان و جسم تنها چیزی درونم را آزار می داد
 
شرم داشتم در چشماش نگاه کنم. لیاقتش را نداشتم
 
از بی ابرویی،گریه ام گرفت. من کجا و آسمان کجا؟

احساس کردم اون هم گریه می کنه
 
سرمو بلند کردم, بی اختیار دستمو روی
 
صورتش گرفت و همون طور اشک می ریخت
 
درکش برایم مشکل بود. این من بودم که باید
 
گریه می کردم  کاش بودند ستاره ها، تابه من
 
 حسودی می کردند
 
 
به روز شده در روز ۱شنبه ۳۱/۶/۱۳۸۷
نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

واي خدا جونم چقدر خوشحالم امشب آخه

مي دونيد چي شده ...؟

براتون تعريف مي كنم من از پارسال داشتم

براي كنكور مي خوندم بعد از اون همه

زحمت و حرص و دلهره بالا خره ديروز جوابا

اومد و من قبول شددددددددددددددددم. 

من ديروز صبح كه از خواب پا شدم يه خوابي

ديدم كه اصلا شبيه خواب نبود خيلي واقعي بود

براي مامانم تعريف كردم من همه ي اتفاقاي

ديروزو توي خواب ديده بودم و عين همون بعد

از ظهرش برام اتفاق افتاد من قبول شدم

خيلي خوشحالم خيلي...

به روز شده در روز جمعه ۳۰/۶/۱۳۸۷

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

 کپی کن و روی وبلاگت  past  کن

تو که میدونی عشق منی دوست دارم

واسه چی پس تو میگی میخوام برم دیگه دوست ندارم

یادته اون روزا که دستت تو دسته من

حالا تو میخوای بری منو نمیخوای دلبر من

میدونی من بی کسم تو بودی همه کسم

زندیگم تو بودیو حالا من خارو خسم

چرا تو لج میکنی

ابروهاتو کج میکنی

زندگیم تموم شدش برای تو

عمر من حروم شدش به پای تو

واسه تو حاضر بودم ستاره هارو بشمورم

شهرو آتیش بزنم بیام بگم دوست دارم

تموم خاطراتت یادم میاد

یاد اون روز که دلت میگفت منو میخواد

اگه تو نمونی پیشم دیونه میشم

آخه من چی کار کنم تو بمونی پیشم

فکر تو یه لحظه از سرم نمیره

من میگم میمونی اما دل میگه میره

نزار تا قصه مون این جوری تموم بشه

میدونم تو میری مهرم حروم میشه

بگو حرفت چیه ؛ آخه دردت چیه

تازه اول راهیم ، خداحافظی چیه

می دونستم میری و تنهام میزاری

تو که از حال دلم خبر نداری

می دونستم آخرش این جوری میشه

یکی مون تنها میمونه واسه همیشه

 

به روز شده در روز ۴شنبه ۲۷/۶/۱۳۸۷

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

 

در جوانی غصه خوردم هیچ کس یادم نکرد /

در قفس ماندم ولی صیاد آزادم نکرد /

آتش عشقت چنان از زندگی سیرم بکرد /

آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد./



سفری غریب داشتم توی چشمای قشنگت،

سفری که بر نگشتم غرق شدم توی نگاهت،

دل ساده ی ساده کوله بار سفرم بود،چشم

 تو مثل یه سایه همجا همسفرم بود،من همون

لحظه اول آخر راهو میدیدم،تپش عشق و تو

رگهام عاشقانه می چشیدم

تو بودی باور من-تو یار و یاور من- تو بودی عشق اول-

رفیق آخر من- تو بودی شور هستی-رفیق خوب مستی-

تو بودی کعبه ی عشق-مثل خدا پرستی

اندیشیدن به پایان هر چیز شیرینی حضورش

را تلخ می کند... بگذار پایان تو را غافلگیر کند

درست مانند آغاز

صدا كن مرا كه صدايت زيباترين نواي عالم است

صدا كن مرا كه صدايت قلب شكسته ام را تسكين

ميدهد صدا كن مرا تا بدانم كه هنوز از ياد نبرده اي

مرا نشسته ام تا شايد صدايم كني صدايم كني

ومحبت بي دريقت را نثارم كني



نمي دونم که چرا هر وقت به تو مي رسم ،

نمي توانم از تو بگويم. براي گفتنت واژه کم

مي آورم. به هر حال ، بدان که بيشتر از اين

حرف ها و واژه ها برايم معنا مي دهي



من چه كنم خيال تو منو رها نمي كنه

اما دلت به وعده هاش يه كم وفا نمي كنه

من نديدم كسي رو كه مثل تو موندگار باشه

آدم خودش رو كه تو دل اينجوري جا نمي كنه

به روز شده در روز ۲شنبه ۲۵/۶/۱۳۸۷

 


نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|
 

خدمات وبلاگ نويسان جوان              www.k2sms.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان              www.k2sms.sub.irخدمات وبلاگ نويسان جوان              www.k2sms.sub.ir

 گفتمش : دل می خری ؟ برسید چند؟

 گفتمش : دل مال تو، تنها بخند !

خنده کرد و دل زدستانم ربود

تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل ز دستش روی خاک افتاده بود

جای پایش روی دل جا مانده بود...

قاب عکستو زدم جای ساعت دیواری از اون موقع

 تو شدی تموم لحظه هام...

میگن شیشه ی عمر آدما اگه خیس بشه عمرشون

کوتاه میشه . عزیزم می دونی چشمات شیشه ی

عمر منه پس سعی کن گریه نکنی...

نوشته شده در روز جمعه ۲۲/۶ /۱۳۸۷

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

به چشم من نگاه نكن ، دوباره گريت مي گيره 

ساده بگم كه عشق من ، بايد تو قلبت بميره

فاصله بين من و تو ،‌ از اينجا تا آ سموناست

خيلي عزيزي واسه من ، ولي زمونه بي وفاست

قسم نخور كه روزگار ، به كام ما دو تا نبود

به هر كي عاشقه بگو ، غم كه يكي دو تا نبود

بگو تا وقتي زنده‌ام ، نگاه تو سهم منه

هر جاي دنيا كه باشي ،‌دلم واست پر ميزنه

براي اين در به دري ، تو بهترين گواهمي

دروغ نگو ، كه مي دونم هميشه چشم به راهمي

 

به روز شده در روز ۴شنبه ۲۱/۶/۱۳۸۷

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه...

 دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم

 اما تو هرجور که باشي قشنگي ... !!!

سرمايه ي عمر آدمي يک نفس است آن يک نفس از براي يک هم

نفس است گر نفسي با هم نفسي هم نفس است آن يک نفس از

 براي يک عمر بس است !!!

 

سعي کن به کسي که تشنه ي عشق است دل نبندي ،

 سعي کن به کسي که لايق عشق است دل ببندي چون

تشنه ي عشق روزي سيراب خواهد شد ... !!!

 

فاصله عشق هاي معمولي را از بين مي برد و عشق هاي

بزرگ و جاوداني را شدت ميبخشد.مانند باد كه شمع را

خاموش و آتش را شعله ور مي سازد ... !

 

دختر:خوشگلم

پسر:نه

دختر:دوستم داری

پسر:نه

دختر :اگه بمیرم برام گریه نمی کنی

پسر:نچ

دختر اشک تو چشماش جمع شدو پسر

بغلش کردوگفت:تو خوشگل نیستی

زیباترینی...دوستت ندارم عاشقتم

اگه بمیری برات گریه نمی کنم...منم میمیرم....

به روز شده در روز شنبه ۱۶/۶/۱۳۸۷ 

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

 

چقدر خوبه آدم يكي را دوست داشته باشه نه به خاطر اينكه نيازش

 رو برطرف كنه نه به خاطر اينكه كس ديگري رو نداره نه به خاطر

اينكه تنهاست و نه از روي اجبار بلكه به خاطر اينكه اون شخص ارزش

دوست داشتن رو داره

 

به روز شده در روز ۵شنبه ۱۴/۶/۱۳۸۷ساعت ۲:۱۵

 

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

 

عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن با

 هم نیستعشق آن است که من برای دیگری

چتری شوم و او هرگز نفهمد چرا زیر باران خیس نشد 

عشق ویزای ورود به دل است

می دونستی اشک گاهی با ارزشتر از لبخنده

 چون لبخندو می تونی به هر کس هدیه کنی ولی

اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از

دستش بدی

می دونی بنی آدم اعضای یکدیگرند یعنی چی؟

یعنی مثلا تو جیگر منی

اصلا نه دیگه زنگ بزن نه اس ام اس بده شوخی

نمیکنم جدی می گم می خوام بفروشمش دل تو رو بخرم

به روز شده در روز سه شبه ۱۴/۶/۱۳۸۶

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

 

 

وقتی گفتی تا آخر دنیا باهاتم اون  موقع فهمیدم دنیا ۲

 روزه

محبت مثل سکه می مونه که اگه افتاد توی قلک قلب

دیگه نمیشه درش بیاری اگه هم بخوای درش بیاری

باید اونو بشکنی

دریا رو دوست دارم ولی از موج می ترسم کوه رو

دوست دارم ولی از بلندی می ترسم تو رو دوست دارم

ولی از دوریت می ترسم

برای مردن افتادن از هیچ ارتفاعی لازم نیست

فقظ کافیه از چشم بیفتی

اگر بهترین دوستم نیستی بهترین دشمنم باش

اگر بهترین غمخوارم نیستی بهترین غم باش هر چی

 هستی فقط بهترین باش چون همیشه در خاطراتم

می مونی

به روز شده در روز سه شنبه ۶/۶/۱۳۸۶

 

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

  

منتظر باش اما معطل نباش تحمل کن اما توقف نکن

سریع باش اما گستاخ نباش بگو آره نگو حتما بگو نه ولی نگو ابدا

برو بالا پشت بوم ببین باد از کدوم طرف میاد رو به

 همون طرفی که باد میاد  بایست یه بوس فرستادم بگیرش

زیباترین غروب غروب عاشقان زیباترین مایه اشک زیباترین

ناله آه زیباترین دوست قلب تو زیباترین کلام دوستت دارم

 میدونی طبق آخرین آمار کم جمعیت ترین جای دنیا کجاست

 قلب من که فقط تو توش ساکنی

ان...........ان...........ان..........ان.............ان..........

اندازه ی تموم دنیا دوستت دارم

 

به روز شده در روز شنبه ۳/۶/۱۳۸۶

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

یکی بیمار میشه میمیره یکی تصادف می کنه می میره 

 یکی پیر میشه می میره ولی من همه جوره واست می میرم

دیگه رو خاک قلبم نه گلی هست و نه درختی لحظه های

بی تو بودن میگذره اما به سختی

سنگین ترین غروب من لحظه های بی تو بودن است اگر

ماندم که می آیم به سویت اگر مردم فدای تار مویت

عاشقانه ترین اس ام اس سال : تو بنزین منی

درد را از هر طرف نوشتم درد بود

ای مرگ از بس که دیر کردی مردم

آنکه در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت ای خدا

در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نذار

به روز شده در روز جمعه ۲/۶ / ۱۳۸۶

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

 اس ام اس عاشقونه

یکی زود می رنجد زود می رود زود بر میگردد  دیگری نمی رنجد دیر می رود

ولی دیگر باز نمیگردد

آنگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد به یاد من باش که همیشه به

یاد توام

می گویند شقایق ها هرگز نمی میرن پس تا مرگ شقایق ها دوستت دارم

سه تا گل هستن که خیلی با ارزش هستند : گل سرخ که مظهر عشقه

گل شقایق که دلم مثل دلش خونه و گلی که داره این اس ام اسو می خونه

خون که قرمزه رنگ عشقه اما اشک که بی رنگه درد عشقه

بالا تر از آسمان جایی نیست زیباتر از گل چیزی نیست قشنگتر از عشق

حرفی نیست و عزیزتر از تو کسی نیست

افسوس آن زمان که دوست داریم کوتاهی می کنیم و آن زمان که دوستمان دارند

لج بازی می کنیم بعد برای آنچه که از دست رفته آه می کشیم

به روز شده در روز چهار شنبه ۳۱ / ۵/۱۳۸۶

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

يادت باشه اگه يه روز فكر كردی نبودن يكي بهتر از بودنشه

چشماتو ببند واون لحظه ايي رو كه اون كنارت نيست رو به خاطر

بياراگه چشمات خيس شد بدون كه داري به خودت دروغ ميگي.... 

 

کوچولو بودم فقط بلد بودم ۱۰ تا بشمارم

 یعنی نهایت هر چیز ۱۰ تا بود

از بابا بستنی میخواستیم ۱۰ تا

مامانو ۱۰ تا دوست داشتیم

خلاصه ته دنیا همین ۱۰ تا بود و این ۱۰ تا خیلی قشنگ بود...

ولی حالا نمیدونم ته دنیا چقدره نهایت دوست داشتن چند تاست

اما میخوام بگم دوست دارم میدونی چقدر؟

اندازه ی همون ۱۰ تای بچگی که از یه دنیا بیشتره

به روز شده در روز شنبه ۲۰/۵/۱۳۸۶ 

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

                      ضد حال  

روزهای تعطیل مثل بقیه ی روز ها ساعتتون رو کوک کنید همه از خواب

بپرند .

سر چهار راه وقتی چراغ قرمزه دستتون رو روی بوق بذارید.

وقتی می خواین برید دست به آب با صدای بلند به اطلاع همه برسونید  

کرایه ی تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن همه ی جیب هاتون به 

صورت اسکناس هزاری بدید.

همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنید.

توی اتوبان با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت حرکت کنید . 

وقتی همه دارن با اشتیاق فیلم می بینن هی کانال و عوض کنید.

به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنید.

موقع ناهار توی جمع جزئیات حالت تهوع که چتد روز پیش داشتید رو

با آب وتاب تعریف کنید.

شمع کیک تولد دیگران رو فوت کنید.

بوتیک چی رو وادار کنید از هر مدل لباسی که داره یکیش رو بیاره بعد

که همه رو دیدی خیلی خونسرد از مغازه خارج شو .

وقتی کسی لباس تازه خرید بگید گرون خریده و سرش کلاه رفته.

وقتی ذوستتون رو بعد از مدت طولانی می بینید بگید چقدر پیر شدی.

وقتی توی جمع کسی جک می گه بگید قدیمی بود.

باذکنک بچه ها رو بترکونید.

وقتی دوستتون موهاشو کوتاه کرد بگید بلند بیشتر بهش می یومد.

دوستتون که پاش توی گچه رو به فوتبال دعوت کنید.

 

به روز شده در روز دوشنبه ۱۵/۵/۱۳۸۶ نظر بدید دیگه بی معرفتها 

  

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

من غم را در سکوت  سکوت را در شب

شب را برای اندیشیدن تو دوست دارم  

من خزان را در عشق عشق را در امید

امید را در دل و دل را به خاطر تو دوست دارم 

عشق را برای فردا و فردا را برای تو دوست دارم              

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

19

دیشب دلم گرفته بود مثل هوای بارونی

دلم هوای تو کرده بود هوای شیرین زبونی

دلم می خواست گریه کنم بگم که سخته تنهایی

ای هم صدای آشنا بگو که پیشم می مونی

ولی صدات تو گوشمه می گی که اینجا می مونی

رفتم کنار پنجره گفتم شاید ببینمت

 دیدم محاله دیدنت چون گل باید بچینمت

رو صندلی نشستم و یهو دیدم یه قاصدک اومد پیشم

خبر آورد ای آشنا یه رازی رو بهت بگم

گفتم بگو آهی کشید اومد نشست رو شونه هام

یواشکی چشاشو بست تا نبینه اشک چشام

میگفت که تو یه راه دور و سوت و کور

مسافری نشسته بود مسافر غریب و دل شکسته بود

از تو همش شکوه می کرد با اشک گرم و دل سرد

می گفت که یادت نمی یاد اون روزای آخریه

چقدر دلش می خواست که تو نگاش کنی صداش کنی

بهش بگی دوسش داری به شرطی که تنهاش نداری

تا اومدم بهش بگم برو بگو دوسش دارم پاش می شینم

دیدم که اون رفته بودو منم دارم خواب می بینم 

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|

 

 خدا رو می خوام می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام

خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام

خدا رو دوست دارم نه واسه ی زیبا و زشت

خدا رو می خوام نه واسه خودم که باشم یا برم

خدا رو می خوام نه واسه روزهای تلخ آخرم

خدا رو می خوام نه واسه سکه و سکو و عبا

خدا رو می خوام که فقط تو رو نگه داره برام...

خدا رو دوست دارم واسه اینکه تو رو بهم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشق بودن و یادم داده

خدا رو دوست دارم چون عاشقا رو خیلی دوست داره

خدا رو دوست دارم چون عاشق و تنها نمی ذاره

خدا رو دوست دارم واسه اینکه حواسش با منه

خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند می زنه

خدا رو دوست دارم واسه اینکه منو تو با همیم

خدا رو دوست دارم که دیوونه ما عاشق همیم.....

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|
 

یکی بود ویکی نبود 

اونی که بود تو بودی و اونی که نبود من بودم

یکی خواست و یکی نخواست

اونی که خواست تو بودی و اونی که بی تو بودن و نخواست من بودم

یکی آورد و یکی نیاورد

اونی که آورد تو بودی و اونی که به هیچ کس جز تو ایمان نیاورد من بودم

یکی برد و یکی باخت

اونی که برد تو بودی و اونی که دل به تو باخت من بودم

یکی گفت و یکی نگفت

اونی که گفت تو بودی و اونی که دوستت دارم رو به هیچ

کس جز تو نگفت من بودم

یکی موند و یکی نموند

اونی که موند تو بودی و اونی که بی تو نموند من بودم

نوشته شده توسط : آیدا | موضوع : | لینک ثابت|